قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

959

تاريخ الفي ( فارسى )

تعظيم و تكريم او مبالغه نموده فيصل تمام ملك را به ابراهيم گذاشت . * * * [ كشته شدن كسيله ] و از جمله وقايع اين سال كشته شدن كسيله است كه بر قيروان و افريقيه و اكثر بلاد مغرب بعد از مردن يزيد بن معاويه مستولى شده بود ، و قتل زهير بن قيس است كه عبد الملك بن مروان او را به جنگ كسيله فرستاد . تفصيل اين قضيّه [ را ] در كامل التواريخ چنين آورده كه چون عبد الملك بر ولايت شام و مصر استيلا يافت و كار او قوّت گرفت به او گفتند كه جماعتى از مسلمانان در قيروان و افريقيّه در دست كسيلهء متقلّب گرفتارند . بنابراين عبد الملك ، زهير بن قيس بلوى را ايالت افريقيه داده گفت : بايد كه به استعجال تمام به آن حدود رفته كار كسيله را فيصل دهى . چون زهير متوجّه آن جانب شد و خبر به كسيله رسيد ، كسيله لشكر بسيار از بربر و روم جمع كرده و با امراى خود مشورت كرد كه : من مناسب چنان مىبينم كه از قيروان بيرون روم و ممش را منزلگاه خود سازم ؛ چرا كه در قيروان مسلمان بسيار است و چون ما با ايشان عهد كرده‌ايم غدر نمىتوانيم كرد . و از آن نيز مىترسم كه اگر ما در قيروان با زهير بن قيس مقاتله كنيم اين جماعت مسلمان با من غدر كرده و از عقب ما درآيند ، بنابراين اولى و انسب آن است كه ما در جايى جهت جنگ زهير استعداد نماييم كه از مردم آن شهر ايمن باشيم . پس اگر ما بر ايشان ظفر يافتيم تعاقب ايشان نموده ايشان را از طرابلس و افريقيّه نيز بيرون كنيم ، و اگر ايشان بر ما غلبه كردند ما به كوهها رفته متحصّن شويم . پس جميع اصحاب كسيله اين رأى را مستحسن داشته به جانب ممش رفتند . چون اين خبر به زهير رسيد در قيروان داخل نشد ، بلكه سه روز از براى استراحت چهارپايان در بيرون قيروان توقّف نموده به جانب ممش كه كسيله در آنجا بود روان شد . چون به آن حدود رسيد اصحاب خود را فرمود تا استعداد جنگ نموده متوجّه كسيله شدند . كسيله نيز لشكر خود را آراسته بيرون آمد . بعد از تلاقى فريقين جنگى عظيم ميانهء ايشان دست داد و خلقى بسيار از جانبين كشته شد ، چنانچه مردم هر دو طرف از حيات مأيوس شدند . آخر الامر حق سبحانه و تعالى مسلمانان را نصرت ارزانى داشت و كسيله كشته شد و جماعتى اندك از لشكر او به جوانب و اطراف گريخته به هزار حيله خود را اخلاص كردند . زهير بعد از فتح باز به جانب قيروان مراجعت نمود . چون به افريقيه رسيد ديد كه شهرى پرجمعيت و آبادان است ، گفت : اين‌جاى فرود آمدن من نيست ؛ چرا كه من از جهت جهاد آمدم و مىترسم كه در اين شهر مرا ميل به دنيا شود . بنابراين در افريقيّه لشكر گذاشته خود